هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر درد دوری از معشوق و نیاز مبرم به دیدار اوست. شاعر خود را بیمار و درمانده توصیف میکند و تنها درمان را در لقای معشوق میداند. او تأکید میکند که هیچکس جز معشوق نمیتواند آرامشبخش جانهای خسته باشد و وفا و وصلت معشوق تنها مقصد و آرزویش است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آنها به بلوغ عاطفی و شناختی نسبتاً بالایی نیاز دارد. همچنین، استفاده از زبان ادبی و کهن ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۱۲۰ - شفای این دل بیمار جز لقای تو نیست
شفای این دل بیمار جز لقای تو نیست
طبیب جان خرابم کسی ورای تو نیست ۱
کسیکه پرسش خسته دلان کند دایم
بدور حسن تو جانا بجز جفای تو نیست ۲
غریب و بی کسم و در جهان مرا باری
بحق صحبت جانان که کس بجای تو نیست ۳
کجا ز وصل تو نومید می تواند شد
کسی که مقصد جانش بجز وفای تو نیست ۴
اسیری در غم دوری بسوخت ای دلبر
بیاکه مرهم دردش بجز لقای تو نیست ۵
طبیب جان خرابم کسی ورای تو نیست ۱
کسیکه پرسش خسته دلان کند دایم
بدور حسن تو جانا بجز جفای تو نیست ۲
غریب و بی کسم و در جهان مرا باری
بحق صحبت جانان که کس بجای تو نیست ۳
کجا ز وصل تو نومید می تواند شد
کسی که مقصد جانش بجز وفای تو نیست ۴
اسیری در غم دوری بسوخت ای دلبر
بیاکه مرهم دردش بجز لقای تو نیست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۹ - جان ما عاشق سروقد جانانه شدست
گوهر بعدی:شماره ۱۲۱ - نیست ما را هیچ فکری جز لقای روی دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.