هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از شوق و اشتیاق به معشوق و جمال او سخن میگوید. شاعر از عشق و فتنههای آن در دل و جان میگوید و به مفتی و سالکان راه اشاره میکند که بدون راهنما نباید به این راه پرخطر قدم گذاشت. همچنین، از ولوله و غوغایی که در جهان به دلیل جمال معشوق به پا شده، سخن میراند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'فتنه' و 'زلزله' در دل و جان نیاز به درک عمیقتری دارند که معمولاً با افزایش سن و تجربه حاصل میشود.
شماره ۱۵۰ - از شوق رخت در همه جا غلغله هست
از شوق رخت در همه جا غلغله هست
از زلف توبرجان جهان سلسله هست ۱
از جور غم عشق تو در ملک دل و جان
بس فتنه و آشوب و عجب زلزله هست ۲
گر شاهد جانها بخرابات نیامد
در مجلس مستان ز چه رو غلغله هست ۳
تا مهر جمال تو بتابید بذرات
پیوسته در آفاق جهان ولوله هست ۴
مفتی چه نشستی که از این کوچه تقلید
تا منزل تحقیق بسی مرحله هست ۵
بی پیر مرو راه طریقت که درین راه
در هر قدمی واقعه هایله هست ۶
تنها چه روی راه خطرناک اسیری
هر دم چو ازین راه روان قافله هست ۷
از زلف توبرجان جهان سلسله هست ۱
از جور غم عشق تو در ملک دل و جان
بس فتنه و آشوب و عجب زلزله هست ۲
گر شاهد جانها بخرابات نیامد
در مجلس مستان ز چه رو غلغله هست ۳
تا مهر جمال تو بتابید بذرات
پیوسته در آفاق جهان ولوله هست ۴
مفتی چه نشستی که از این کوچه تقلید
تا منزل تحقیق بسی مرحله هست ۵
بی پیر مرو راه طریقت که درین راه
در هر قدمی واقعه هایله هست ۶
تنها چه روی راه خطرناک اسیری
هر دم چو ازین راه روان قافله هست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۹ - هرکه او پیوسته با یاد خداست
گوهر بعدی:شماره ۱۵۱ - جمله عالم رو بما دارند و مارا روبدوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.