هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، توصیفی شاعرانه از زیبایی و جذبهی معشوق است. شاعر با تصاویر پراحساس، تأثیر دیدار یار را بر جهان و جانها بیان میکند و از عشق و دلدادگی سخن میگوید. همچنین، اشارهای به تحول درونی زاهد پس از مشاهدهی جمال معشوق دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند تا به درستی درک شوند.
شماره ۱۵۸ - تا یار پرده از رخ چون ماه برگرفت
تا یار پرده از رخ چون ماه برگرفت
آتش بجان جمله ذرات درگرفت ۱
بگشا نظر که نور تجلی حسن یار
تابنده گشت و کون ومکان سربسر گرفت ۲
رخسار او بناز و کرشمه هزار بار
صد نکته روبرو برخ ماه و خور گرفت ۳
تا یک نظر جمال تو بیند اسیر عشق
دنیا و دین فدای همان یک نظر گرفت ۴
زاهد که توبه کرد ز اطوار عاشقی
رویت چو دید، عشق دگر ره ز سر گرفت ۵
حسنت ز بهرجلوه همی جست آینه
هر سو نظاره کرد، سخن در بشر گرفت ۶
شهباز وصل او که نیامد بدام کس
بنگر اسیریش چو ز روی هنر گرفت ۷
آتش بجان جمله ذرات درگرفت ۱
بگشا نظر که نور تجلی حسن یار
تابنده گشت و کون ومکان سربسر گرفت ۲
رخسار او بناز و کرشمه هزار بار
صد نکته روبرو برخ ماه و خور گرفت ۳
تا یک نظر جمال تو بیند اسیر عشق
دنیا و دین فدای همان یک نظر گرفت ۴
زاهد که توبه کرد ز اطوار عاشقی
رویت چو دید، عشق دگر ره ز سر گرفت ۵
حسنت ز بهرجلوه همی جست آینه
هر سو نظاره کرد، سخن در بشر گرفت ۶
شهباز وصل او که نیامد بدام کس
بنگر اسیریش چو ز روی هنر گرفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۷ - ای بیخبر از حالت رندان خرابات
گوهر بعدی:شماره ۱۵۹ - تا که خورشید جمالت بجهان تابان گشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.