هوش مصنوعی:
این متن به موضوع عشق، رهایی از تعلقات دنیوی، و نقد زهد و ریاکاری میپردازد. شاعر بیان میکند که عشق حقیقی نیازمند رهایی از عقل و خرد معمولی است و در این مسیر، ارزشهای دنیوی مانند قدرت و ثروت بیمعنا هستند. همچنین، به نقد زاهدان خودبین و بتپرستان میپردازد و تأکید میکند که وفاداری در میان خوبان نادر است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند نقد مذهب و ریاکاری نیازمند بلوغ فکری است.
شماره ۱۷۱ - با درد عشق جانان درمان چه کار دارد
با درد عشق جانان درمان چه کار دارد
با بی سران سودا سامان چه کار دارد ۱
گر آشنای عشقی بیگانه از خرد شو
در بزم اهل دانش نادان چه کار دارد ۲
تا از خودی نگردی فانی خدا نه بینی
در مجلس گدایان سلطان چه کار دارد ۳
زاهد که هست خودبین هرگز نشدخدابین
باکفر بت پرستان ایمان چه کار دارد ۴
از حکم اوست ای دل هر نیک و بد که بینی
با حکم کردگاری دوران چه کار دارد ۵
هرگز وفا نکردند خوبان بعهد و پیمان
در پیش بیوفایان پیمان چه کار دارد ۶
آزاده شد اسیری از قید درد دوری
با محرمان وصلش هجران چه کار دارد ۷
با بی سران سودا سامان چه کار دارد ۱
گر آشنای عشقی بیگانه از خرد شو
در بزم اهل دانش نادان چه کار دارد ۲
تا از خودی نگردی فانی خدا نه بینی
در مجلس گدایان سلطان چه کار دارد ۳
زاهد که هست خودبین هرگز نشدخدابین
باکفر بت پرستان ایمان چه کار دارد ۴
از حکم اوست ای دل هر نیک و بد که بینی
با حکم کردگاری دوران چه کار دارد ۵
هرگز وفا نکردند خوبان بعهد و پیمان
در پیش بیوفایان پیمان چه کار دارد ۶
آزاده شد اسیری از قید درد دوری
با محرمان وصلش هجران چه کار دارد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۰ - گر نداند درد عشق دوست را عاشق فلاح
گوهر بعدی:شماره ۱۷۲ - از شاهد و می گر خبری هست بگوئید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.