هوش مصنوعی:
این متن درباره رهایی از غم دنیا از طریق عشق و تسلیم شدن به معشوق است. شاعر بیان میکند که عاشقان با دل دادن به معشوق از غمها آزاد میشوند و زاهدانی که از عشق دوری میکنند، بهرهای از آن نمیبرند. همچنین، اشاره میکند که دل عاشقان هرگز از دام زلف معشوق رها نمیشود و در نهایت، عشق مانند شراب، دل را تسخیر میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند 'شراب' و 'کمند زلف' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۷۵ - از قید غم جهان شد آزاد
از قید غم جهان شد آزاد
هر کو دل و جان بعشق او داد ۱
برجان خراب عشق بازان
تا چند کند جفا و بیداد ۲
شد نوبت وصل و هجر بگذشت
وارستم ازین غم و شدم شاد ۳
کی بهره بود ز عاشقانت
زاهد که کند ز عشق واداد ۴
هرگز ز کمند زلف جانان
جان و دل ما نگشت آزاد ۵
شد عین شراب آخر کار
آن دل که ز جرعه زدی داد ۶
معشوقه پرست شد اسیری
از زهد دگر کجا کند یاد ۷
هر کو دل و جان بعشق او داد ۱
برجان خراب عشق بازان
تا چند کند جفا و بیداد ۲
شد نوبت وصل و هجر بگذشت
وارستم ازین غم و شدم شاد ۳
کی بهره بود ز عاشقانت
زاهد که کند ز عشق واداد ۴
هرگز ز کمند زلف جانان
جان و دل ما نگشت آزاد ۵
شد عین شراب آخر کار
آن دل که ز جرعه زدی داد ۶
معشوقه پرست شد اسیری
از زهد دگر کجا کند یاد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۴ - زان پیشتر که دور جهان را مدار بود
گوهر بعدی:شماره ۱۷۶ - ساقی چه شد که جمله جهان می پرست شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.