هوش مصنوعی:
این متن عرفانی از مولانا بیانگر وحدت وجود و عشق الهی است. شاعر توصیف میکند که با آشکار شدن یار (معشوق الهی)، اسرار جهان فاش میشود و تمام جهان آینهای از جمال اوست. او از وحدانیت وجود، فنا شدن در عشق و رهایی از خودی سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی مانند وحدت وجود نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۸۹ - یارم چو ز رخ نقاب بگشود
یارم چو ز رخ نقاب بگشود
اسرار دو کون فاش بنمود ۱
یار است عیان بصورت کون
این نقش جهان نمود بی بود ۲
شد نقش دوئی خیال احول
چون غیر یکی نبود موجود ۳
از ما نظری بوام بستان
وانگاه نگر بروی مقصود ۴
هر ذره که در جهان هستی است
آئینه مهر روی او بود ۵
مائی و توئی به اوست پیدا
پیوسته بهم شد آتش و دود ۶
بگذر ز خود و بجو خدا را
زنهار مجو زیان بی سود ۷
دارد خبری ز سوز عشقش
این ناله چنگ و بربط و عود ۸
در بزم وصال او اسیری
از خویش فنا شد و بیاسود ۹
اسرار دو کون فاش بنمود ۱
یار است عیان بصورت کون
این نقش جهان نمود بی بود ۲
شد نقش دوئی خیال احول
چون غیر یکی نبود موجود ۳
از ما نظری بوام بستان
وانگاه نگر بروی مقصود ۴
هر ذره که در جهان هستی است
آئینه مهر روی او بود ۵
مائی و توئی به اوست پیدا
پیوسته بهم شد آتش و دود ۶
بگذر ز خود و بجو خدا را
زنهار مجو زیان بی سود ۷
دارد خبری ز سوز عشقش
این ناله چنگ و بربط و عود ۸
در بزم وصال او اسیری
از خویش فنا شد و بیاسود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۸ - چون جمال دوست خود را جلوه داد
گوهر بعدی:شماره ۱۹۰ - تا نقاب از مهر رویش دور شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.