هوش مصنوعی:
این متن عرفانی از حضور روح در بزم الهی پیش از آفرینش جهان سخن میگوید. شاعر از مینوشی عشق الهی و مستی معنوی میسراید و هرچه غیر از معشوق حقیقی است را ناچیز میشمرد. او از حیرت در برابر جمال یار و تسلیم در راه عشق میگوید و غیر خدا را در دو جهان اسیری بیارزش میداند.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین استفاده از اصطلاحات تخصصی عرفانی و مضامین انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۰۰ - زان پیشتر که کون و مکان را ظهور بود
زان پیشتر که کون و مکان را ظهور بود
در بزم وصل دوست دلم در حضور بود ۱
ساقی چو داد باده به رندان می پرست
هر جرعه ز مشرب ما بحر نور بود ۲
روزی که خلق مست می مختلف شدند
مستی جان ما ز شراب طهور بود ۳
با روی جان فروز وقد دلربای تو
میلی بحور و جنت و طوبی قصور بود ۴
حیران حسن یار چنانم که از ازل
از هست و نیست جان و دلم را نفور بود ۵
عاشق براه عشق به تسلیم پا نهاد
ورنه خیال عشق تو از عقل دور بود ۶
نام و نشان غیر اسیری بهردو کون
نگذاشت زانکه یار بغایت غیور بود ۷
در بزم وصل دوست دلم در حضور بود ۱
ساقی چو داد باده به رندان می پرست
هر جرعه ز مشرب ما بحر نور بود ۲
روزی که خلق مست می مختلف شدند
مستی جان ما ز شراب طهور بود ۳
با روی جان فروز وقد دلربای تو
میلی بحور و جنت و طوبی قصور بود ۴
حیران حسن یار چنانم که از ازل
از هست و نیست جان و دلم را نفور بود ۵
عاشق براه عشق به تسلیم پا نهاد
ورنه خیال عشق تو از عقل دور بود ۶
نام و نشان غیر اسیری بهردو کون
نگذاشت زانکه یار بغایت غیور بود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۹ - یارم اگر جمال نماید چه می شود
گوهر بعدی:شماره ۲۰۱ - حسن تو جلوه کرد و بعالم عیان شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.