هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار از عشق و جفای معشوق شکایت میکند و آرزو میکند که معشوق با او مهربانی کند و دردهای دلش را درمان نماید. او به تقدیر و ازل اشاره میکند و رضایت خود را از جفای معشوق اعلام میدارد، در نهایت از خداوند طلب فضل و عطا میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین ممکن است برخی از مفاهیم مانند جفا و تقدیر برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۲۱۴ - کاش آن شوخ جفا پیشه وفائی بکند
کاش آن شوخ جفا پیشه وفائی بکند
با من بیدل و آرام صفائی بکند ۱
چون طبیب دل بیمار جهانست بتم
گو بیک بوسه مرا نیز دوائی بکند ۲
چه شود گر دل بیمار مرا شاه جهان
از شراب لب جانبخش شفائی بکند ۳
در ازل چونکه جفا لازم خوبی آمد
راضیم آن صنم ازجور و جفائی بکند ۴
وصل دلدار اسیری بدعا خواه مدام
تا مگر حق زکرم فضل و عطائی بکند ۵
با من بیدل و آرام صفائی بکند ۱
چون طبیب دل بیمار جهانست بتم
گو بیک بوسه مرا نیز دوائی بکند ۲
چه شود گر دل بیمار مرا شاه جهان
از شراب لب جانبخش شفائی بکند ۳
در ازل چونکه جفا لازم خوبی آمد
راضیم آن صنم ازجور و جفائی بکند ۴
وصل دلدار اسیری بدعا خواه مدام
تا مگر حق زکرم فضل و عطائی بکند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۳ - حالیا رفتیم یاران خیرباد
گوهر بعدی:شماره ۲۱۵ - من عاشق آن جان و جهانم همه دانند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.