هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از دیوانگی و سودای عشق سخن میگوید و بیان میکند که عشق، فرد را از عقل و دین بیگانه میکند. شاعر از جادوی چشم معشوق و افسانهشدن خود در شهر میگوید. همچنین، به تضاد بین ایمان و کفر، تقوا و مینوشی اشاره دارد و عشق را همچون دامی برای صید جان عاشق توصیف میکند. در نهایت، شعر بر بیفایده بودن طواف کعبه برای کسی که دل در گرو میخانه و معشوق دارد، تأکید میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشارههایی به مینوشی و تضادهای اعتقادی دارد که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۳۵ - مرا سودای او دیوانه دارد
مرا سودای او دیوانه دارد
ز فکر عقل و دین بیگانه دارد ۱
فسون چشم جادو بین که مارا
میان شهر چون افسانه دارد ۲
دلم مؤمن ازآن شد کو چو کافر
بتی در اندرون خانه دارد ۳
به تقوی ورع پیمان نسازد
کسی کو عهد با پیمانه دارد ۴
ز بهر صید مرغ جان عاشق
ز زلف و خال دام و دانه دارد ۵
طواف کعبه سودی نیست آنرا
که دل با شاهد و میخانه دارد ۶
اسیری زان بفقر آمد سزاوار
که رو درراه درویشانه دارد ۷
ز فکر عقل و دین بیگانه دارد ۱
فسون چشم جادو بین که مارا
میان شهر چون افسانه دارد ۲
دلم مؤمن ازآن شد کو چو کافر
بتی در اندرون خانه دارد ۳
به تقوی ورع پیمان نسازد
کسی کو عهد با پیمانه دارد ۴
ز بهر صید مرغ جان عاشق
ز زلف و خال دام و دانه دارد ۵
طواف کعبه سودی نیست آنرا
که دل با شاهد و میخانه دارد ۶
اسیری زان بفقر آمد سزاوار
که رو درراه درویشانه دارد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۴ - چو دل در دست عشقش مبتلا شد
گوهر بعدی:شماره ۲۳۶ - کسی کورا غم جانان نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.