هوش مصنوعی:
این متن به موضوع عشق و رنجهای ناشی از آن میپردازد. شاعر بیان میکند که عشق واقعی نیازمند فداکاری و رهایی از تعلقات دنیوی است. همچنین، اشاره میکند که عاشقان واقعی در راه معشوق از هیچ چیز نمیهراسند و حتی ممکن است از دید دیگران کافر به نظر برسند. متن تأکید دارد که راه عشق، راهی بیقاعده و پر از آشفتگی است و تنها کسانی که حاضر به فنا شدن در این راه هستند، به وصال معشوق میرسند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در متن ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال سنگین و نامفهوم باشد. همچنین، برخی از اشارات به مفاهیمی مانند فنا شدن در عشق یا کفر و ایمان نیاز به درک بالاتری از زندگی و فلسفه دارد.
شماره ۲۳۶ - کسی کورا غم جانان نباشد
کسی کورا غم جانان نباشد
همان بهتر که اورا جان نباشد ۱
ببزم وصل جانان ره کسی برد
که در قید جهان و جان نباشد ۲
بعشقت کافر آمد هرکه او را
بکفر زلف تو ایمان نباشد ۳
مجو زاهد ز من سامان درین راه
که راه عشق را سامان نباشد ۴
نیاز عاشقان گردد همه ناز
اگر معشوق جان پنهان نباشد ۵
فنا شو گر وصال یار خواهی
ترا تا این نباشد آن نباشد ۶
دلی کو با غم عشق است همدم
نخوانم دل اگر شادان نباشد ۷
نمی پرسد طبیب از حال زارم
مگر درد مرا درمان نباشد ۸
اسیری بی می و شاهد توان بود
ولی این شیوه رندان نباشد ۹
همان بهتر که اورا جان نباشد ۱
ببزم وصل جانان ره کسی برد
که در قید جهان و جان نباشد ۲
بعشقت کافر آمد هرکه او را
بکفر زلف تو ایمان نباشد ۳
مجو زاهد ز من سامان درین راه
که راه عشق را سامان نباشد ۴
نیاز عاشقان گردد همه ناز
اگر معشوق جان پنهان نباشد ۵
فنا شو گر وصال یار خواهی
ترا تا این نباشد آن نباشد ۶
دلی کو با غم عشق است همدم
نخوانم دل اگر شادان نباشد ۷
نمی پرسد طبیب از حال زارم
مگر درد مرا درمان نباشد ۸
اسیری بی می و شاهد توان بود
ولی این شیوه رندان نباشد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۵ - مرا سودای او دیوانه دارد
گوهر بعدی:شماره ۲۳۷ - ساقیا می ده که هشیارم کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.