هوش مصنوعی:
این متن عرفانی از جدا شدن روح از جسم و پرواز به سوی عالم الهی سخن میگوید. شاعر بیان میکند که عارف با بینش الهی، از فنا به بقا میرسد و در وحدت و کثرت، نقشهای الهی را درک میکند. خورشید وحدت در دو عالم طلوع میکند و اسیر مغرب به مشرق بقا تبدیل میشود.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مبانی عرفان اسلامی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات تخصصی و نمادین ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۴۸ - شهباز روح قدسی از دام تن جدا شد
شهباز روح قدسی از دام تن جدا شد
طیران به لامکان کرد باقی بی فنا شد ۱
از مجلس طبیعت یکباره چون برون رفت
در عالم الهی مستغرق لقا شد ۲
عارف که چشم جانش بینا بنور حق شد
از عادت گدائی بگذشت و پادشا شد ۳
هر دل که غوطه خورد در قعر بحر نابود
ازچونی چرائی بیچون و بی چرا شد ۴
در هر زمان بنقشی باشد ظهور تامش
این دم بدان بتحقیق کان نقش نقش ما شد ۵
از عین جمع و وحدت آمد بفرق و کثرت
در منتها بنقشم باز عین مبتدا شد ۶
خورشید وحدت ما طالع شد از دو عالم
چون مغرب اسیری آن مشرق بقا شد ۷
طیران به لامکان کرد باقی بی فنا شد ۱
از مجلس طبیعت یکباره چون برون رفت
در عالم الهی مستغرق لقا شد ۲
عارف که چشم جانش بینا بنور حق شد
از عادت گدائی بگذشت و پادشا شد ۳
هر دل که غوطه خورد در قعر بحر نابود
ازچونی چرائی بیچون و بی چرا شد ۴
در هر زمان بنقشی باشد ظهور تامش
این دم بدان بتحقیق کان نقش نقش ما شد ۵
از عین جمع و وحدت آمد بفرق و کثرت
در منتها بنقشم باز عین مبتدا شد ۶
خورشید وحدت ما طالع شد از دو عالم
چون مغرب اسیری آن مشرق بقا شد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۷ - اگر مخالف طبع و هواتوانی بود
گوهر بعدی:شماره ۲۴۹ - در آرزوی روی تو گشتیم بیقرار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.