هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه بیانگر درد و رنج عاشقی است که تمام وجودش درگیر عشق به معشوق شده است. شاعر از غم عشق می‌نالد و از معشوق می‌خواهد که بر او رحم کند و درمانی برای درد عشقش بفرستد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات شدید است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به بلوغ عاطفی نیاز دارند.

شماره ۲۸۱ - در سرم سودای آن یارست و بس

در سرم سودای آن یارست و بس
جان من جویای دلدارست و بس ۱

کار عاشق جز غم معشوق نیست
جز غم عشق تو بیکارست و بس ۲

برفلک شد آه من از عشق تو
کار عاشق در جهان زارست و بس ۳

جان عاشق گفتی افگار از چه شد
از غم عشق تو افگارست و بس ۴

جان من رحمی نما برجان من
کز غم تو دل جگر خوارست و بس ۵

شربت بیمار عشق از غم فرست
هرچه آید از تو تیمارست و بس ۶

در جهان کاری اسیری را نماند
با غم عشق تواش کارست و بس ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۸۰ - عاشق روی توام بهر چه می ترسم زکس
گوهر بعدی:شماره ۲۸۲ - محرم بزم وصالت کی شود هر بوالهوس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.