هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و فنا شدن در آن سخن می‌گوید. او خود را رند، خراباتی و مست می‌داند و از ریا و سالوس بیزار است. زیبایی معشوق را بی‌نظیر و بی‌زوال توصیف می‌کند و احساس می‌کند در دریای عشق و فنا غرق شده است. همچنین، اشاره می‌کند که این عشق او را از هر قیدی آزاد کرده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگانی مانند 'رند'، 'خراباتی' و 'مست' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۳۰۶ - ببحر هست مطلق تا شدم غرق

ببحر هست مطلق تا شدم غرق
میان ما و دریا نیست خود فرق ۱

چو من رند و خراباتی و مستم
چه کار آید مرا سالوسی و زرق ۲

شدم محو فنا از تاب حسنت
چو لامع شد مه روی تو چون برق ۳

جمالت آفتاب بی زوالست
که پیدا نیست او را غرب تا شرق ۴

ز هر قیدی اسیری گشت آزاد
بدریای فنا زان دم که شد غرق ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۰۵ - ز جام عشق سرمستم زهی ذوق
گوهر بعدی:شماره ۳۰۷ - عاشقان را دین و مذهب شد وفاق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.