هوش مصنوعی: این متن عرفانی درباره عشق الهی و وصال به معشوق ازلی است. شاعر بیان می‌کند که جان انسان از ابتدا مست عشق بوده و هشیاری نمی‌خواهد. او ارزش زندگی بدون عشق را ناچیز می‌شمرد و بر اهمیت عمل در کنار علم تأکید دارد. متن همچنین به نقد دنیاپرستی و تمایل به مادیات می‌پردازد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین استفاده از اصطلاحات صوفیانه و مفاهیم انتزاعی مانند 'فنا در هستی' ممکن است برای گروه‌های سنی پایین نامفهوم باشد.

شماره ۳۲۳ - جان ما مست می عشقست از روز ازل

جان ما مست می عشقست از روز ازل
کی شود کی تا ابد هشیار مست لم یزل ۱

یاد می نارد ز لذات بهشت جاودان
گر بکوی وصل جانان جان ما یابد محل ۲

طالب آن باشد که گر مطلوب ننماید جمال
از طلبکاری ندارد دست تا روز اجل ۳

نیست ما را زندگی بی عشق دلبر یکزمان
ما چو جسم و عشق جانان همچو جانست فی المثل ۴

در پی سود جهانند مردم کوته نظر
تو زیان بین رفت عمر و کم نشد طول امل ۵

گر علوم(حال)خواهی در عمل مردانه باش
کی بعلم من لدن ره میدهندت بی عمل ۶

گر وصال دوست میجوئی ز هستی نیست شو
شیوه رندان همین باشد اسیری لااقل ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۲۲ - گر پرده برنداری زان رخ ز جان غمناک
گوهر بعدی:شماره ۳۲۴ - هر زمان نوعی بچشم اهل حال
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.