هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از تجربیات عرفانی و عاشقانه خود میگوید، از تلاشهای بیثمر در راه ملامت و حرص، تا رسیدن به آرامش در قناعت و عشق. او از مستی از جام وصل و دوری از عقل و زهد خشک سخن میگوید و به زیبایی و عشق جانان اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۳۳۷ - ما سالها بکوی ملامت دویده ایم
ما سالها بکوی ملامت دویده ایم
راه سلامت همچو ملامت ندیده ایم ۱
حرص و امل چو رهزن راه طریقتند
مارخت دل بملک قناعت کشیده ایم ۲
مفتی اگر ز راه خرد میرسد بجان
ما از طریق عشق بجانان رسیده ایم ۳
از جام وصل مست مدامند جان و دل
تا مابکوی میکده خلوت گزیده ایم ۴
از عقل و زهد خشک بشستیم دست دل
تا جرعه ز باده عشقش چشیده ایم ۵
آشفته گشته ایم و پریشان و بیقرار
تا از نسیم زلف تو بوئی شنیده ایم ۶
مرآت روی اوست اسیری همه جهان
ما عکس حسنش از همه ذرات دیده ایم ۷
راه سلامت همچو ملامت ندیده ایم ۱
حرص و امل چو رهزن راه طریقتند
مارخت دل بملک قناعت کشیده ایم ۲
مفتی اگر ز راه خرد میرسد بجان
ما از طریق عشق بجانان رسیده ایم ۳
از جام وصل مست مدامند جان و دل
تا مابکوی میکده خلوت گزیده ایم ۴
از عقل و زهد خشک بشستیم دست دل
تا جرعه ز باده عشقش چشیده ایم ۵
آشفته گشته ایم و پریشان و بیقرار
تا از نسیم زلف تو بوئی شنیده ایم ۶
مرآت روی اوست اسیری همه جهان
ما عکس حسنش از همه ذرات دیده ایم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۶ - ای کنایت ز سر کوی تو جنات نعیم
گوهر بعدی:شماره ۳۳۸ - ما عاشق و رند و جان فشانیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.