هوش مصنوعی: این شعر عرفانی به بیان عشق و شیدایی به معشوق الهی می‌پردازد. شاعر از فراق و جفای معشوق شکایت می‌کند، اما در نهایت تسلیم و رضا را چاره‌ی کار می‌داند. او عبادت را نه برای بهشت و ترس از دوزخ، بلکه برای خدا توصیه می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عرفانی و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد.

شماره ۳۳۶ - ای کنایت ز سر کوی تو جنات نعیم

ای کنایت ز سر کوی تو جنات نعیم
شد اشارت بفراق رخ تو نار جحیم ۱

رشک فردوس برین است و نعیم ابدی
دوزخ ما که در آنجاست بما یار ندیم ۲

هست از مهر رخت در دل هر ذره نشان
یافت جان همه از نکهت زلف تو نسیم ۳

در دل پاک توان دید جمال تو عیان
زانکه آوینه روی تو بود قلب سلیم ۴

فارغ از دعوی برهان حدوث و قدم است
جان عارف که بود محرم اسرار قدیم ۵

مست و بیخود ز می و وصل تو ذرات دو کون
همه از فیض تو با بهره زهی فیض عمیم ۶

گه تجلی جمالی کند و گاه جلال
چون کنم کین دل دیوانه نگردد بدو نیم ۷

گر جفا می کند آن یار و اگر مهر و وفا
چاره ماچه بود غیر رضا و تسلیم ۸

ای اسیری ز خدا غیر خدا هیچ مجو
بهر حق عابد حق شو نه ز امید و ز بیم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۳۵ - همه صورت همه معنی همه حسنی و جمال
گوهر بعدی:شماره ۳۳۷ - ما سالها بکوی ملامت دویده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.