هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از درد و سوز عشق، فراق و وصال یار سخن میگوید. شاعر از دلسپردن به غم عشق، یاد دوست و رهایی از فکر دنیا میسراید. همچنین، به پذیرش درد عشق و امید به وصال یار اشاره دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند درد عشق و فراق نیاز به بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۳۵۸ - دادیم دل بدست غم عشق آن صنم
دادیم دل بدست غم عشق آن صنم
گو دل نگاه دار و مکن بیش ازین ستم ۱
بگذر زفکر عالم و با یاد دوست باش
چون یارمونست بود از بیش و کم چه غم ۲
با درد و سوز عشق بساز ای دل حزین
گر زانکه میکنی بجهان کار بی ندم ۳
گه در غم فراقم و گه در غم وصال
کو جذبه که باز رهم من ازین دو هم ۴
با چشم ساقی و لب میگون جانفزاش
دارم بروی دوست فراغت زجام جم ۵
ای دل بدرد خو کن و درمان ز کس مجو
شاید شوی بدولت غم شاد و محترم ۶
گر زانکه وصل یار اسیری طلب کنی
باید که برسر خود و عالم نهی قدم ۷
گو دل نگاه دار و مکن بیش ازین ستم ۱
بگذر زفکر عالم و با یاد دوست باش
چون یارمونست بود از بیش و کم چه غم ۲
با درد و سوز عشق بساز ای دل حزین
گر زانکه میکنی بجهان کار بی ندم ۳
گه در غم فراقم و گه در غم وصال
کو جذبه که باز رهم من ازین دو هم ۴
با چشم ساقی و لب میگون جانفزاش
دارم بروی دوست فراغت زجام جم ۵
ای دل بدرد خو کن و درمان ز کس مجو
شاید شوی بدولت غم شاد و محترم ۶
گر زانکه وصل یار اسیری طلب کنی
باید که برسر خود و عالم نهی قدم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۷ - ای جمال جان فزایت وایه جان و دلم
گوهر بعدی:شماره ۳۵۹ - باز از سودای زلفش بی سرو سامان شدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.