هوش مصنوعی: شاعر در این شعر عشق و دلباختگی خود را به معشوق بیان می‌کند و از رنج‌ها و اسارت عشق سخن می‌گوید. او عشق را دین و مذهب خود می‌داند و از تأثیرات عمیق معشوق بر دل و جان خود می‌نویسد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد.

شماره ۳۸۵ - چو از روز ازل رندی و قلاشی است آئینم

چو از روز ازل رندی و قلاشی است آئینم
بجز عشق تو ورزیدن نباشد مذهب و دینم ۱

ز شمع روی تو آتش فتاد اندر دل و جانم
مگر آب لب لعلت دهد زین سوز تسکینم ۲

رخت از ظلمت زلفت اسیر قید می دانم
ز نور رویت آزادی ز هر قیدی همی بینم ۳

ندارم خسرو خوبان ز دامان تو دست از چه
چو فرهاد از غم عشقت برآید جان شیرینم ۴

عجب کز غمزه شوخت سلامت جان برم آخر
چنین کان چشم فتانت میان دربست برکینم ۵

دل ریش مرا درد تو آمد مرهم ای دلبر
ز جان برخیزم ار یک لحظه بی درد تو بنشینم ۶

زقید عشقم آزادی اسیری تا ابد نبود
چوبهر عاشقی حکم ازل کردست تعیینم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۸۴ - ما رند خراباتی بی نام و نشانیم
گوهر بعدی:شماره ۳۸۶ - ما حسن روی یار زهر روی دیده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.