هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و زیبایی معشوق خود سخن میگوید و بیان میکند که به دلیل این عشق، به هیچ چیز دیگر در عالم اهمیت نمیدهد، حتی بهشت و جهنم برایش بیاهمیت شدهاند. او از غمزههای معشوق و میهای ازلی سخن میگوید و خود را اسیر زیباییهای معشوق میداند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد و درک کامل آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
شماره ۳۸۷ - چنان حیران حسن آن نگارم
چنان حیران حسن آن نگارم
که پروای همه عالم ندارم ۱
مرا از جنت و دوزخ چه پرسی
چو من محو جمال روی یارم ۲
ز دست غمزه آن چشم خونریز
چو زلف عنبرینش بیقرارم ۳
ازآن می ها که ساقی در ازل داد
چو چشمش تا ابد اندر خمارم ۴
تنم در عشق او شد چون خیالی
بدرد عاشقی بنگر چه زارم ۵
چه شادی باشد ای مطلوب جانم
که چون دولت درآئی در کنارم ۶
هزاران حسن یوسف پیش رویش
اسیری کی درآید در شمارم؟ ۷
که پروای همه عالم ندارم ۱
مرا از جنت و دوزخ چه پرسی
چو من محو جمال روی یارم ۲
ز دست غمزه آن چشم خونریز
چو زلف عنبرینش بیقرارم ۳
ازآن می ها که ساقی در ازل داد
چو چشمش تا ابد اندر خمارم ۴
تنم در عشق او شد چون خیالی
بدرد عاشقی بنگر چه زارم ۵
چه شادی باشد ای مطلوب جانم
که چون دولت درآئی در کنارم ۶
هزاران حسن یوسف پیش رویش
اسیری کی درآید در شمارم؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۶ - ما حسن روی یار زهر روی دیده ایم
گوهر بعدی:شماره ۳۸۸ - دردا که ز درد تو بدرمان نرسیدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.