هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که در مسیر عشق و معرفت، با وجود تلاش بسیار، به وصال معشوق و درک حقیقت نرسیده است. شاعر از ناکامیهای خود در عشق و جستجوی معنوی میگوید و احساس ناتوانی و حیرتی را توصیف میکند که در این مسیر طولانی تجربه کرده است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۸۸ - دردا که ز درد تو بدرمان نرسیدیم
دردا که ز درد تو بدرمان نرسیدیم
زین غم دل و جان رفت بجانان نرسیدیم ۱
بسیار دویدیم بسر در پی مطلوب
سر در طلبش رفت و بسامان نرسیدیم ۲
در کوچه عشق تو همه عمر برفتیم
آمد بسر این عمر و به پیشان نرسیدیم ۳
در بادیه عشق تو سرگشته حیران
چندانکه دویدیم بپایان نرسیدیم ۴
معروف بعرفان شده ام لیک چه حاصل
در معرفت کنه تو ای جان نرسیدیم ۵
گفتند فنا شو که رسیدی بحقیقت
چون مائی ما رفت عجب زان نرسیدیم ۶
از بهر دل ریش اسیری همه عالم
مرهم شد و زان نیز بدرمان نرسیدیم ۷
زین غم دل و جان رفت بجانان نرسیدیم ۱
بسیار دویدیم بسر در پی مطلوب
سر در طلبش رفت و بسامان نرسیدیم ۲
در کوچه عشق تو همه عمر برفتیم
آمد بسر این عمر و به پیشان نرسیدیم ۳
در بادیه عشق تو سرگشته حیران
چندانکه دویدیم بپایان نرسیدیم ۴
معروف بعرفان شده ام لیک چه حاصل
در معرفت کنه تو ای جان نرسیدیم ۵
گفتند فنا شو که رسیدی بحقیقت
چون مائی ما رفت عجب زان نرسیدیم ۶
از بهر دل ریش اسیری همه عالم
مرهم شد و زان نیز بدرمان نرسیدیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۷ - چنان حیران حسن آن نگارم
گوهر بعدی:شماره ۳۸۹ - ز شوق روی جانان آنچنانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.