هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق نافرجام و تلاش بیثمر برای وصال معشوق سخن میگوید. او از فداکردن خرد و صبر در راه عشق، رنج هجران و محو شدن در سودای معشوق مینالد. در نهایت، خود را دیوانهای مست و اسیر عشق معرفی میکند که تنها به دعا و امید پیوند با معشوق چنگ زده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مضامین عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۳۹۶ - هر چند براه طلب دوست دویدیم
هر چند براه طلب دوست دویدیم
از کوشش بسیار بجائی نرسیدیم ۱
بربوی وصال تو شدم محو درین راه
از خویش بماندیم وز هجران نرهیدیم ۲
ماسود جهان در سر سودای تو کردیم
دادیم دل و دین و غم عشق خریدیم ۳
بنمود رخ از پرده و دل برد و نهان شد
بی پرده دگر ماه رخش هیچ ندیدیم ۴
کردیم وداع خرد و صبر بکلی
تا جرعه از جام می عشق چشیدیم ۵
شاید که شود جان بتو پیوند درآخر
زان دل ز خیال دو جهان باز بریدیم ۶
بی طاقت و سودازده و زار و نزاریم
از بس که بجان بار غم عشق کشیدیم ۷
گر خلق مرا نیک شمارند و گر بد
از روی یقین دان که فریدیم و وحیدیم ۸
دیوانه و مست است ز عشق تو اسیری
این وایه همیشه بدعا می طلبیدیم ۹
از کوشش بسیار بجائی نرسیدیم ۱
بربوی وصال تو شدم محو درین راه
از خویش بماندیم وز هجران نرهیدیم ۲
ماسود جهان در سر سودای تو کردیم
دادیم دل و دین و غم عشق خریدیم ۳
بنمود رخ از پرده و دل برد و نهان شد
بی پرده دگر ماه رخش هیچ ندیدیم ۴
کردیم وداع خرد و صبر بکلی
تا جرعه از جام می عشق چشیدیم ۵
شاید که شود جان بتو پیوند درآخر
زان دل ز خیال دو جهان باز بریدیم ۶
بی طاقت و سودازده و زار و نزاریم
از بس که بجان بار غم عشق کشیدیم ۷
گر خلق مرا نیک شمارند و گر بد
از روی یقین دان که فریدیم و وحیدیم ۸
دیوانه و مست است ز عشق تو اسیری
این وایه همیشه بدعا می طلبیدیم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۵ - چون یار برقص آید من مطربی آغازم
گوهر بعدی:شماره ۳۹۷ - چو خراب عشق یارم همگی ز یار گویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.