هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از شور و شوق عشق به معشوق و وصف زیباییهای او سخن میگوید. شاعر از ذوق وصال یار و تأثیر جمال او بر جهان و جان خود میسراید. همچنین، از رهایی از تعلقات دنیوی و تسلیم شدن در برابر عشق الهی یا انسانی سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عرفانی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رهایی از عقل و دین در لحظه عشق، نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۹۵ - چون یار برقص آید من مطربی آغازم
چون یار برقص آید من مطربی آغازم
ور من بسماع ایم یارست نوا سازم ۱
از مهر رخش گردد ذرات جهان رقصان
در جلوه چو می آید آن دلبر طنازم ۲
در حسن رخ جانان جان گشت چنان حیران
کز تاب جمال او با خویش نپردازم ۳
از شوق جمال تو بربوی وصال تو
در انجمن و خلوت با یاد تو همرازم ۴
اسرار غم عشقت میداشت دلم پنهان
دردا که فتاد اکنون از پرده برون رازم ۵
سودای جهان یکسر کردیم برون از سر
تا سوز غم عشقت شد مونس و دمسازم ۶
گر زانکه گداگشتم بی برگ و نوا گشتم
برجمله شهنشاهان از عشق تو می نازم ۷
گر عشق جهان سوزت با ما نفسی سازد
یک لحظه ز عقل و دین بنیاد براندازم ۸
گر جان اسیری را دادی بوصالت ره
شکرانه آن خود را پیش تو فدا سازم ۹
ور من بسماع ایم یارست نوا سازم ۱
از مهر رخش گردد ذرات جهان رقصان
در جلوه چو می آید آن دلبر طنازم ۲
در حسن رخ جانان جان گشت چنان حیران
کز تاب جمال او با خویش نپردازم ۳
از شوق جمال تو بربوی وصال تو
در انجمن و خلوت با یاد تو همرازم ۴
اسرار غم عشقت میداشت دلم پنهان
دردا که فتاد اکنون از پرده برون رازم ۵
سودای جهان یکسر کردیم برون از سر
تا سوز غم عشقت شد مونس و دمسازم ۶
گر زانکه گداگشتم بی برگ و نوا گشتم
برجمله شهنشاهان از عشق تو می نازم ۷
گر عشق جهان سوزت با ما نفسی سازد
یک لحظه ز عقل و دین بنیاد براندازم ۸
گر جان اسیری را دادی بوصالت ره
شکرانه آن خود را پیش تو فدا سازم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۴ - تا در طریق عشق تو من جان فشان شدم
گوهر بعدی:شماره ۳۹۶ - هر چند براه طلب دوست دویدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.