هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از حیرت و شیدایی خود در برابر معشوق سخن میگوید. او از ناتوانی در توصیف زیبایی معشوق، سرگردانی در راه عشق، و وابستگی روح و جان خود به معشوق میگوید. همچنین، شاعر به صدق دل و عشق خود تأکید دارد و بیان میکند که بدون معشوق، آرامش و قرار ندارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند حیرت عشق و وابستگی روحی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۰۱ - من که پیوسته بروی تو چنین حیرانم
من که پیوسته بروی تو چنین حیرانم
صفت حسن تو چون گویم و کی بتوانم ۱
حیرت عشق مرا بیخبر از من دارد
من بدین حال کجا حال دگر میدانم ۲
عاشقان گر بره عشق نهادند قدم
من درین ره بهوای تو بسرگردانم ۳
زاهدا پیش تو گر عیب نماید رندی
من بصدق دل و جان خاک ره رندانم ۴
نیست مارا نفسی بی رخ تو صبرو قرار
من بدین شوق چه موقوف قیامت مانم ۵
گرستانم ز لب لعل تو داد دل خود
چون خضر زنده جاوید بماند جانم ۶
(چه شوی رنجه اسیری بمداوای دلم)
(غیر دردش چو نسازد بجهان درمانم) ۷
صفت حسن تو چون گویم و کی بتوانم ۱
حیرت عشق مرا بیخبر از من دارد
من بدین حال کجا حال دگر میدانم ۲
عاشقان گر بره عشق نهادند قدم
من درین ره بهوای تو بسرگردانم ۳
زاهدا پیش تو گر عیب نماید رندی
من بصدق دل و جان خاک ره رندانم ۴
نیست مارا نفسی بی رخ تو صبرو قرار
من بدین شوق چه موقوف قیامت مانم ۵
گرستانم ز لب لعل تو داد دل خود
چون خضر زنده جاوید بماند جانم ۶
(چه شوی رنجه اسیری بمداوای دلم)
(غیر دردش چو نسازد بجهان درمانم) ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۰ - ما حاوی سرکن فکانیم
گوهر بعدی:شماره ۴۰۲ - من که در کوی غم عشق تو سرگردانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.