هوش مصنوعی:
این متن عرفانی و عاشقانه، به زیباییهای جهان و عشق الهی اشاره دارد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی متحول کننده یاد میکند که هستی را معنا میبخشد و فرد را از تعلقات دنیوی رها میسازد. او از مستی عشق و فنا شدن در جمال معشوق سخن میگوید و بیان میکند که این عشق، او را از همه چیز بینیاز کرده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۴۴۴ - جهانرا حسن رویت داد آئین
جهانرا حسن رویت داد آئین
عدم را گنج هستی کرد خودبین ۱
چو نور مهر عالم سوز رویت
عیان آمد، نهان شد ماه و پروین ۲
به تعلیم غم عشق تو گشتم
بفن عاشقی مفتی در دین ۳
چه عشق است این که در عمری ز شوقت
نیامد عاشقانرا سرببالین ۴
چنان محوم در انوار جمالت
که نه تلوین میدانم نه تمکین ۵
فراغت از دو عالم داد عشقم
کنون پروای آنم نیست یا این ۶
اسیری شد چنان مست می عشق
که جز مستی ندارد هیچ آئین ۷
عدم را گنج هستی کرد خودبین ۱
چو نور مهر عالم سوز رویت
عیان آمد، نهان شد ماه و پروین ۲
به تعلیم غم عشق تو گشتم
بفن عاشقی مفتی در دین ۳
چه عشق است این که در عمری ز شوقت
نیامد عاشقانرا سرببالین ۴
چنان محوم در انوار جمالت
که نه تلوین میدانم نه تمکین ۵
فراغت از دو عالم داد عشقم
کنون پروای آنم نیست یا این ۶
اسیری شد چنان مست می عشق
که جز مستی ندارد هیچ آئین ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۳ - آتش عشق درزدی در دل و جان عاشقان
گوهر بعدی:شماره ۴۴۵ - من بسودای تو فارغ گشتم از سودای کون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.