هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از درد عشق، تلاش برای رسیدن به معشوق، رنج هجران و لذت وصل سخن میگوید. او از تجربیات خود در راه عشق و رهایی از قید و بندها میگوید و در نهایت به شکرانه رسیدن به وصل اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۴۸۲ - دلا در عاشقی برگو چه دیدی
دلا در عاشقی برگو چه دیدی
که درد عشق را برجان خریدی ۱
بصحرای طلب عمری برفتی
نشان کو گر بمطلوبت رسیدی ۲
چو دلبر دیده جانا نگوئی
ز درد دل چه گفتی و شنیدی ۳
چنین سرمست و لایعقل چرائی
مگر از باده عشقش چشیدی ۴
هزاران ناله چون بلبل چه داری
چو در گلزار وصلش آرمیدی ۵
بحمدالله که دیدی راحت وصل
اگر چه محنت هجران کشیدی ۶
براه عشق او مردانه رفتی
اسیری چون ز قید خود رهیدی ۷
که درد عشق را برجان خریدی ۱
بصحرای طلب عمری برفتی
نشان کو گر بمطلوبت رسیدی ۲
چو دلبر دیده جانا نگوئی
ز درد دل چه گفتی و شنیدی ۳
چنین سرمست و لایعقل چرائی
مگر از باده عشقش چشیدی ۴
هزاران ناله چون بلبل چه داری
چو در گلزار وصلش آرمیدی ۵
بحمدالله که دیدی راحت وصل
اگر چه محنت هجران کشیدی ۶
براه عشق او مردانه رفتی
اسیری چون ز قید خود رهیدی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۱ - گر جلوه کنان یک نفسی پیش من آئی
گوهر بعدی:شماره ۴۸۳ - ببرد آخر دل و دینم بغارت ترک یغمائی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.