هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و شیفتگی به معشوق سخن می‌گوید. او از دل‌باختگی، مستی عشق، و بی‌خودی در حضور معشوق صحبت می‌کند و همچنین به مفاهیمی مانند صبر، عقل، و رهایی از غم آینده اشاره دارد. در پایان، شعر به قدرت عشق و ناتوانی زاهد در برابر آن می‌پردازد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۷ - به خود ره نیست در کوی تو مشتاقان شیدا را

به خود ره نیست در کوی تو مشتاقان شیدا را
خم زلفت به قلاب محبت می کشد ما را ۱

اگر در پایت افکندم سری، عیبم مکن، کانجا
چنان بودم که از مستی ز سر نشناختم پا را ۲

تو در دل میرسی مهمان چه جای صبر و عقل و جان
زمانی باش، کز نامحرمان خالی کنم جا را ۳

غم نا آمده خوردن به نقدم رنجه می دارد
همان بهتر که با فردا گذارم کار فردا را ۴

ز مژگانش دل زاهد کجا یابد اثر، شاهی
بلی، خود کارگر ناید سنان خار بر خارا ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶ - جان بهر تو در بلاست ما را
گوهر بعدی:شماره ۸ - چشم تو برانداخت به می، خانه ی ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.