هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و جنون ناشی از آن سخن میگوید. او احساس میکند که در دام عشق گرفتار شده و هرچه میگریزد، عشق او را به سوی خود میکشد. شاعر از لب و چشم معشوق میگوید که او را فریفته میکند و همچنین از گریه بر خاک آستان معشوق یاد میکند که گویی خاک و خون او را میکشد. در پایان، شاعر از پادشاه عشق میخواهد که دیگر در کوی عشق قرار نگیرد، زیرا دل او را به سوی جنون میکشاند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عشق و جنون است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۱۴ - زلف تو در کمند جنون می کشد مرا
زلف تو در کمند جنون می کشد مرا
خوش خوش به کوی عشق درون می کشد مرا ۱
هر جا که می گریزم ازاین فتنه، ناگهان
عشقت عنان گرفته برون می کشد مرا ۲
من دل نمی دهم به لب و چشم او، که یار
گاه از فسانه گه به فسون می کشد مرا ۳
بر خاک آستان تو گریم به خون دل
چون خاک می دواند و خون می کشد مرا ۴
شاهی به کوی عشق مکن بعد از این قرار
کاین دل به گوشه های جنون می کشد مرا ۵
خوش خوش به کوی عشق درون می کشد مرا ۱
هر جا که می گریزم ازاین فتنه، ناگهان
عشقت عنان گرفته برون می کشد مرا ۲
من دل نمی دهم به لب و چشم او، که یار
گاه از فسانه گه به فسون می کشد مرا ۳
بر خاک آستان تو گریم به خون دل
چون خاک می دواند و خون می کشد مرا ۴
شاهی به کوی عشق مکن بعد از این قرار
کاین دل به گوشه های جنون می کشد مرا ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳ - خرابیم، از دل ای بیرحم گه گه یاد کن ما را
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - ای در بهار حسن تو گلها و لاله ها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.