هوش مصنوعی:
متن بیانگر احساسات شاعر درباره دل بیقرار و عاشق است که همواره درگیر سودا و هوسهای جدید میشود. شاعر از غم عشق و اسارت در آن مینالد و اشاره میکند که هرکس در جهان به دنبال چیزی است، اما دل او ویران و متعلق به دیگری است. همچنین، او از بیپناهی و نبود فریادرس در این راه شکایت دارد و توصیه میکند از کوی معشوق بازنگردد، زیرا این راه پر از آوارگان مانند اوست.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند اسارت عشق و بیپناهی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۴۹ - باز این سر بی سامان، سودای کسی دارد
باز این سر بی سامان، سودای کسی دارد
باز این دل هرجایی، جایی هوسی دارد ۱
از کنج غمش دیگر، در باغ مخوان دل را
کان مرغ که من دیدم، خو با قفسی دارد ۲
هر کس به هوای دل، دارد به جهان چیزی
مائیم و دل ویران، آن نیز کسی دارد ۳
شبها سگ کویش را، رحمی نبود بر من
خوش وقت اسیری کو، فریادرسی دارد ۴
از کوی بتان شاهی، کم جو ره برگشتن
کاین بادیه همچون تو، آواره بسی دارد ۵
باز این دل هرجایی، جایی هوسی دارد ۱
از کنج غمش دیگر، در باغ مخوان دل را
کان مرغ که من دیدم، خو با قفسی دارد ۲
هر کس به هوای دل، دارد به جهان چیزی
مائیم و دل ویران، آن نیز کسی دارد ۳
شبها سگ کویش را، رحمی نبود بر من
خوش وقت اسیری کو، فریادرسی دارد ۴
از کوی بتان شاهی، کم جو ره برگشتن
کاین بادیه همچون تو، آواره بسی دارد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸ - باز آی، که دل بی تو سر خویش ندارد
گوهر بعدی:شماره ۵۰ - هر کسی موسم گل گوشه باغی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.