هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و تأثیرات عمیق آن بر روح و روان سخن میگوید. او از زیبایی معشوق و جذابیتهایش مانند موهایش و لبهایش یاد میکند که او را به جنون میکشاند. همچنین، شاعر به تأثیرات مخرب عشق مانند رنج و خونریزی قلب اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'خونریز' و 'جنون' ممکن است برای گروههای سنی پایین نامناسب باشد.
شماره ۵۳ - مرا عشقت از ره برون میبرد
مرا عشقت از ره برون میبرد
بکوی ملامت درون میبرد ۱
گراینست زنجیر زلف، ای حکیم
ترا هم به قید جنون میبرد ۲
بتاراج دل چشم او بس نبود
لبش نیز خطی بخون میبرد ۳
گل از روی او هست در انفعال
ولیکن به خنده برون میبرد ۴
اگر شاهی از لعل او برد جان
از آن چشم خونریز چون میبرد؟ ۵
بکوی ملامت درون میبرد ۱
گراینست زنجیر زلف، ای حکیم
ترا هم به قید جنون میبرد ۲
بتاراج دل چشم او بس نبود
لبش نیز خطی بخون میبرد ۳
گل از روی او هست در انفعال
ولیکن به خنده برون میبرد ۴
اگر شاهی از لعل او برد جان
از آن چشم خونریز چون میبرد؟ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲ - خاک من باد از سر کوی تو گر بیرون برد
گوهر بعدی:شماره ۵۴ - دل زلف ترا گرفت، بد کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.