هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از زیباییهای طبیعت مانند چمن سرسبز، گل و نرگس سخن میگوید و از عشق و دردهای آن یاد میکند. او از دلآشوب و دیوانگی ناشی از عشق مینالد و هشدار میدهد که زندگی با عشق به نیکوان آسان را آسوده نمیگذارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و دردهای عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامناسب باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عمیق ادبی نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد.
شماره ۶۴ - چمن سرسبز شد ساقی، گل و نرگس بباغ آمد
چمن سرسبز شد ساقی، گل و نرگس بباغ آمد
بده جامی، که دیگر باغ را چشم و چراغ آمد ۱
چو بلبل با فغان، چون لاله در خون دلم، آری
از این گلشن نصیب عشقبازان درد و داغ آمد ۲
تو کاندر پای دل خاری نداری، گشت بستان رو
من و کویش، که نتوان با دل غمگین بباغ آمد ۳
دلم آشفته تر گشت از خط نو خیز او، گویی
دگر دیوانه را بوی بهار اندر دماغ آمد ۴
بعشق نیکوان آسوده نتوان زیستن، شاهی
مباش ایمن، که چشم بد بر ایام فراغ آمد ۵
بده جامی، که دیگر باغ را چشم و چراغ آمد ۱
چو بلبل با فغان، چون لاله در خون دلم، آری
از این گلشن نصیب عشقبازان درد و داغ آمد ۲
تو کاندر پای دل خاری نداری، گشت بستان رو
من و کویش، که نتوان با دل غمگین بباغ آمد ۳
دلم آشفته تر گشت از خط نو خیز او، گویی
دگر دیوانه را بوی بهار اندر دماغ آمد ۴
بعشق نیکوان آسوده نتوان زیستن، شاهی
مباش ایمن، که چشم بد بر ایام فراغ آمد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳ - باغ را باز مگر مژده گلریز آمد
گوهر بعدی:شماره ۶۵ - چو شمشاد قدت در گلشن آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.