هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و حسرتآمیز است که در آن شاعر از جدایی و دوری از معشوق سخن میگوید. او با بیان احساسات عمیق خود، از ماندن حسرت و عشق در دلش صحبت میکند و از خاطرات معشوق و تأثیر پایدارش بر زندگی خود یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها جذاب نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۸ - ما برفتیم و دل آواره در کویت بماند
ما برفتیم و دل آواره در کویت بماند
جان نماند از عشق و در دل حسرت رویت بماند ۱
جان در این طوفان غم بر باد شد، لیکن خوشم
کز تن خاکی غباری بر سر کویت بماند ۲
شمع وار از جمع رندان رفتی و سوزت نرفت
همچو گل دامن کشان بگذشتی و بویت بماند ۳
ما خود از خاک درت رفتیم، لیکن گاهگاه
پرسشی میکن دل ما را، که پهلویت بماند ۴
از تن شاهی خیالی هم نماند از غم، ولی
همچنان در دل خیال قد دلجویت بماند ۵
جان نماند از عشق و در دل حسرت رویت بماند ۱
جان در این طوفان غم بر باد شد، لیکن خوشم
کز تن خاکی غباری بر سر کویت بماند ۲
شمع وار از جمع رندان رفتی و سوزت نرفت
همچو گل دامن کشان بگذشتی و بویت بماند ۳
ما خود از خاک درت رفتیم، لیکن گاهگاه
پرسشی میکن دل ما را، که پهلویت بماند ۴
از تن شاهی خیالی هم نماند از غم، ولی
همچنان در دل خیال قد دلجویت بماند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷ - گر من از خاک درت رفتم، دل شیدا بماند
گوهر بعدی:شماره ۶۹ - یار با ما چنانکه بود، نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.