هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غنایی، بیانگر اسارت و گرفتاری شاعر در دام عشق و زلف معشوق است. او از ناتوانی در رهایی از این بندها سخن میگوید و تقدیر را مقصر اصلی میداند. همچنین، اشارهای به غفلت دیگران از درک این عشق عمیق دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی مانند اسارت در عشق، تقدیر و ناتوانی در رهایی، برای درک بهتر به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۷۰ - تا بر گل تو جعد گره گیر بسته اند
تا بر گل تو جعد گره گیر بسته اند
در گردنم ز زلف تو زنجیر بسته اند ۱
از تنگنای عشق تو جستن ره خلاص
مشکل توان، که رخنه تدبیر بسته اند ۲
قومی که میدهند نشان از تو، غافلند
کاهل وقوف را دم تقریر بسته اند ۳
من بعد، ما و ناله و فریاد چون جرس
زین همرهان که بار به شبگیر بسته اند ۴
شاهی بدام زلف تو زانرو اسیر ماند
کش دست و پا به رشته تقدیر بسته اند ۵
در گردنم ز زلف تو زنجیر بسته اند ۱
از تنگنای عشق تو جستن ره خلاص
مشکل توان، که رخنه تدبیر بسته اند ۲
قومی که میدهند نشان از تو، غافلند
کاهل وقوف را دم تقریر بسته اند ۳
من بعد، ما و ناله و فریاد چون جرس
زین همرهان که بار به شبگیر بسته اند ۴
شاهی بدام زلف تو زانرو اسیر ماند
کش دست و پا به رشته تقدیر بسته اند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۹ - یار با ما چنانکه بود، نماند
گوهر بعدی:شماره ۷۱ - ای بیخبر از گریه خونین جگری چند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.