هوش مصنوعی:
این شعر از عشق، رنجهای عاشقان، و ناپایداری دنیا سخن میگوید. شاعر از درد عشق، نازنینی که عشق ورزیدن به او سزاوار نیست، و داغهای تازه بر دل عاشقان مینویسد. همچنین به ملامتهای دوستان ستمگر و تأثیرات مخرب عشق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی مضامین مانند رنج عشق و ملامتهای اجتماعی نیاز به درک بالاتری از زندگی و روابط انسانی دارد.
شماره ۷۸ - وقت گل، خوبان چو بزم عیش در صحرا نهند
وقت گل، خوبان چو بزم عیش در صحرا نهند
عاشقان را تازه داغی بر دل شیدا نهند ۱
نازنین را عشق ورزیدن نزیبد، جان من
شیر مردان بلاکش پا در این غوغا نهند ۲
دیده نا اهل باشد بر چنان رویی دریغ
آه اگر آئینه پیش چشم نابینا نهند ۳
با چنان لبهای میگون، پای در میخانه نه
تا ز بیهوشی حریفان سر بجای پا نهند ۴
از ملامت سوخت شاهی، کاین ستمگر دوستان
هر که را زخمی رسد، داغیش بر بالا نهند ۵
عاشقان را تازه داغی بر دل شیدا نهند ۱
نازنین را عشق ورزیدن نزیبد، جان من
شیر مردان بلاکش پا در این غوغا نهند ۲
دیده نا اهل باشد بر چنان رویی دریغ
آه اگر آئینه پیش چشم نابینا نهند ۳
با چنان لبهای میگون، پای در میخانه نه
تا ز بیهوشی حریفان سر بجای پا نهند ۴
از ملامت سوخت شاهی، کاین ستمگر دوستان
هر که را زخمی رسد، داغیش بر بالا نهند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۷ - پیکان غمزه را چو بتان آب میدهند
گوهر بعدی:شماره ۷۹ - خوبرویان چو خدنگ نظری بگشایند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.