هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق، رنجهای عاشقانه، انتقاد از ریاکاری و زهد دروغین سخن میگوید. شاعر از یار خشمگین، عشق نافرجام، و بیاعتباری دنیا مینالد و به مفاهیمی مانند صبر، عشق حقیقی و نقد اجتماع میپردازد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین ممکن است برخی از اشارات انتقادی یا عاشقانه برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نامناسب باشد.
شماره ۸۴ - آن یار خشم رفته که با ما بجنگ بود
آن یار خشم رفته که با ما بجنگ بود
دی سنبلش ز تاب می آشفته رنگ بود ۱
ای واعظ، ار حدیث تو ننشست در ضمیر
عیبم مکن، که گوش بر آواز چنگ بود ۲
عمری چو خاک، بر سر کویت شدم مقیم
آخر ز رهگذار تو بادم بچنگ بود ۳
فرهاد را ز میوه شیرین، حلاوتی
روزی نشد که لایق دیوانه سنگ بود ۴
تیغ از چه بود بر صف دلها کشیدنت؟
با لشکر شکسته چه حاجت به جنگ بود؟ ۵
شاهی سیاه نامه شد و رند و عشقباز
بگذاشت نام زهد ریایی، که ننگ بود ۶
دی سنبلش ز تاب می آشفته رنگ بود ۱
ای واعظ، ار حدیث تو ننشست در ضمیر
عیبم مکن، که گوش بر آواز چنگ بود ۲
عمری چو خاک، بر سر کویت شدم مقیم
آخر ز رهگذار تو بادم بچنگ بود ۳
فرهاد را ز میوه شیرین، حلاوتی
روزی نشد که لایق دیوانه سنگ بود ۴
تیغ از چه بود بر صف دلها کشیدنت؟
با لشکر شکسته چه حاجت به جنگ بود؟ ۵
شاهی سیاه نامه شد و رند و عشقباز
بگذاشت نام زهد ریایی، که ننگ بود ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳ - شبی که کوی تو ما را مقام خواهد بود
گوهر بعدی:شماره ۸۵ - عمری دهان تنگ توام در خیال بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.