هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و ناامیدی از عشق است. شاعر از خیالات و آرزوهای بربادرفته خود سخن میگوید و از درد فراق و نرسیدن به معشوق شکایت میکند. در نهایت، او به شوریدهحالی و آشفتگی خود اعتراف میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و شوریدهحالی نیاز به بلوغ عاطفی دارند.
شماره ۸۵ - عمری دهان تنگ توام در خیال بود
عمری دهان تنگ توام در خیال بود
جان رمیده را همه فکر محال بود ۱
رفت آنکه در مسائل عشق و رموز شوق
ز ابرو و غمزه با تو جواب و سؤال بود ۲
گفتم: رسد میان توام باز در کنار
گفتا: برو که آنچه تو دیدی خیال بود ۳
شرم آیدم که سجده برد پیش پای کس
آن سر که سالها برهت پایمال بود ۴
آشفته رفت گفته شاهی در این غزل
آری، بفکر زلف تو شوریده حال بود ۵
جان رمیده را همه فکر محال بود ۱
رفت آنکه در مسائل عشق و رموز شوق
ز ابرو و غمزه با تو جواب و سؤال بود ۲
گفتم: رسد میان توام باز در کنار
گفتا: برو که آنچه تو دیدی خیال بود ۳
شرم آیدم که سجده برد پیش پای کس
آن سر که سالها برهت پایمال بود ۴
آشفته رفت گفته شاهی در این غزل
آری، بفکر زلف تو شوریده حال بود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴ - آن یار خشم رفته که با ما بجنگ بود
گوهر بعدی:شماره ۸۶ - رفت آنکه به وصل تو مرا دسترسی بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.