هوش مصنوعی: در این متن، شاعر از تنهایی و حیرانی خود در عید سخن می‌گوید، در حالی که دیگران با یاران خود شادمان هستند. او از ناله‌های مرغان و گل‌های دریده یاد می‌کند و از این که عقلش به جای راهنمایی، به او می‌خندد، شکایت دارد. شاعر از راز دل خود می‌گوید و از محرومیت از یارش ناله می‌زند. در پایان، او از شاهی که در دام هوس افتاده و مانند عندلیب در قفس مانده، یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و حسرت‌آلود است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای شعری ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۸۷ - عید است و خلقی هر طرف، دامنکشان با یار خود

عید است و خلقی هر طرف، دامنکشان با یار خود
مسکین من بی صبر و دل، حیران شده در کار خود ۱

هم مرغ نالان در چمن، هم گل دریده پیرهن
هر کس به یاری در سخن، من با دل افگار خود ۲

عقلم که بودی رهنمون، خندید بر اهل جنون
من نیز میخندم کنون، بر عقل دعوی وار خود ۳

گر راز دل ننهفتمی، در خاک و خون کی خفتمی
هم با طبیبی گفتمی، حال دل بیمار خود ۴

در جان درون آن تندخو، دایم به دل در گفتگو
بیچاره من محروم از او، چون دیده از دیدار خود ۵

تو همچو گل دامنکشان، رفته به گشت بوستان
پیش تو مسکین باغبان، شرمنده از گلزار خود ۶

شاهی ز خوبان زد نفس، افتاد در دام هوس
چون عندلیبان قفس، درمانده از گفتار خود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۶ - رفت آنکه به وصل تو مرا دسترسی بود
گوهر بعدی:شماره ۸۸ - سوی باغ آن سرو بالا میرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.