هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و فراق سخن میگوید و از درد دل و اشکهای گلگون خود مینالد. همچنین، اشاراتی به مفاهیم فلسفی و عرفانی مانند خضر و مسیحا دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
شماره ۸۸ - سوی باغ آن سرو بالا میرود
سوی باغ آن سرو بالا میرود
باز کار فتنه بالا میرود ۱
جان من، هر گه که جایی میروی
عاشقان را دل به صد جا میرود ۲
چون دلم خون میکنی بشتاب از آنک
روزگار از پهلوی ما میرود ۳
هست گلگون سرشکم گرم رو
در پیت میرانمش تا میرود ۴
گفتمش جان داد شاهی بی تو، گفت:
بحث در خضر و مسیحا میرود ۵
باز کار فتنه بالا میرود ۱
جان من، هر گه که جایی میروی
عاشقان را دل به صد جا میرود ۲
چون دلم خون میکنی بشتاب از آنک
روزگار از پهلوی ما میرود ۳
هست گلگون سرشکم گرم رو
در پیت میرانمش تا میرود ۴
گفتمش جان داد شاهی بی تو، گفت:
بحث در خضر و مسیحا میرود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۷ - عید است و خلقی هر طرف، دامنکشان با یار خود
گوهر بعدی:شماره ۸۹ - بی لبت هر دم ز چشم درفشان خون میرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.