هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و فراق سخن میگوید و بیان میکند که با وجود سفرهای بسیار، هنوز دلش به معشوق وابسته است. او از رفیق خود میخواهد که قدم بردارد و از غم او آگاه شود. در نهایت، شاعر به راه عشق اشاره میکند و آن را راهی شاهانه میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که درک آن برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'طریق عشق' و 'پیاله' ممکن است نیاز به بلوغ فکری داشته باشند.
شماره ۱۰۳ - سفر گزیدم و داغ تو بر دلست هنوز
سفر گزیدم و داغ تو بر دلست هنوز
جهان بگشتم و کوی تو منزلست هنوز ۱
چه سود همچو صبا عرصه جهان گشتن
چو دل به سرو بلند تو مایلست هنوز ۲
تو ای رفیق که آسوده ای، قدم بردار
کز آب دیده مرا پای در گلست هنوز ۳
به گریه گفتمش: از حال من مشو غافل
به خنده گفت که: بیچاره غافلست هنوز ۴
طریق عشق، به ناموس میرود شاهی
پیاله ای دو سه دیگر، که عاقلست هنوز ۵
جهان بگشتم و کوی تو منزلست هنوز ۱
چه سود همچو صبا عرصه جهان گشتن
چو دل به سرو بلند تو مایلست هنوز ۲
تو ای رفیق که آسوده ای، قدم بردار
کز آب دیده مرا پای در گلست هنوز ۳
به گریه گفتمش: از حال من مشو غافل
به خنده گفت که: بیچاره غافلست هنوز ۴
طریق عشق، به ناموس میرود شاهی
پیاله ای دو سه دیگر، که عاقلست هنوز ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۲ - ای سر زلف ترا دلهای مشتاقان اسیر
گوهر بعدی:شماره ۱۰۴ - عید شد، ما را دل دیوانه زندانی هنوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.