هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و اندوه خود سخن میگوید. او از زندانی بودن دل دیوانهاش در عید، گریههایش که مانند ابر بهاری است و ناشناخته ماندن رنجهایش توسط معشوق شکایت دارد. همچنین اشارهای به وعدههای معشوق دارد که هنوز محقق نشدهاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۰۴ - عید شد، ما را دل دیوانه زندانی هنوز
عید شد، ما را دل دیوانه زندانی هنوز
گل شکفت از گریه، چشمم ابر نیسانی هنوز ۱
سبزه تر خاست زان لبها و من رفتم ز هوش
ناچشیده جرعه ای زان راح ریحانی هنوز ۲
گر بدانی سوز من، رحم آیدت بر روز من
جان من، آگه نئی زین محنت جانی هنوز ۳
گریه های گرم بین ابر بهاری را به باغ
گل برویش خنده ای ناکرده پنهانی هنوز ۴
گفته ای: دانسته ام شاهی گدای کوی ماست
عمر اگر باقی بود زین بهترش دانی هنوز ۵
گل شکفت از گریه، چشمم ابر نیسانی هنوز ۱
سبزه تر خاست زان لبها و من رفتم ز هوش
ناچشیده جرعه ای زان راح ریحانی هنوز ۲
گر بدانی سوز من، رحم آیدت بر روز من
جان من، آگه نئی زین محنت جانی هنوز ۳
گریه های گرم بین ابر بهاری را به باغ
گل برویش خنده ای ناکرده پنهانی هنوز ۴
گفته ای: دانسته ام شاهی گدای کوی ماست
عمر اگر باقی بود زین بهترش دانی هنوز ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۳ - سفر گزیدم و داغ تو بر دلست هنوز
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵ - غم روی تو دارد دل، همین بس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.