هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد فراق و انتظار معشوق میگوید. او از ناامیدی و پشیمانی زاهد از پندهایش سخن میگوید و تأکید میکند که تنها با شکستن قید و بندها میتوان به وصال رسید. شاعر همچنین از وفاداری به معشوق و انتظار کشیدن برای او سخن میگوید و در پایان، از معشوق میخواهد که به عاشقان خود رحم کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارات موجود در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۱۱۰ - هرکس گرفته دامن سرو بلند خویش
هرکس گرفته دامن سرو بلند خویش
مائیم و گوشه ای و دل دردمند خویش ۱
زاهد به کوی عافیتم مینمود راه
روی تو دید، گشت پشیمان ز پند خویش ۲
تا نیشکر شکسته نشد کام از او نیافت
در وی کسی رسد که بر آید ز بند خویش ۳
در راه انتظار تو چشمم سفید شد
آخر غباری از ره سم سمند خویش ۴
شاهی ز غلام تست، ز کوی خودش مران
خنجر مکش بر آهوی سر در کمند خویش ۵
مائیم و گوشه ای و دل دردمند خویش ۱
زاهد به کوی عافیتم مینمود راه
روی تو دید، گشت پشیمان ز پند خویش ۲
تا نیشکر شکسته نشد کام از او نیافت
در وی کسی رسد که بر آید ز بند خویش ۳
در راه انتظار تو چشمم سفید شد
آخر غباری از ره سم سمند خویش ۴
شاهی ز غلام تست، ز کوی خودش مران
خنجر مکش بر آهوی سر در کمند خویش ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۹ - گل نو آمد و هر کس به عیش و عشرت خویش
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱ - هر کسی پهلوی یاری به هوای دل خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.