هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقانه، احساس تنهایی و ناامیدی است. شاعر از عشق بیپاسخ، دلتنگی و آرزوهای باطل خود میگوید و در نهایت به تسلیم و پذیرش سرنوشت اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای سنین پایین قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و تسلیم نیاز به بلوغ فکری دارند.
شماره ۱۱۱ - هر کسی پهلوی یاری به هوای دل خویش
هر کسی پهلوی یاری به هوای دل خویش
ما گرفتار به داغ دل بیحاصل خویش ۱
چند بینم سوی خوبان و دل از دست دهم
وقت آنست که دستی بنهم بر دل خویش ۲
روزگاری سر من خاک درت منزل داشت
گر بود عمر، رسم باز به سر منزل خویش ۳
کارم از زلف تو درهم شد و مشکل اینست
که گشادن نتوان پیش کسی مشکل خویش ۴
دل ز اندیشه تو باز نیاید به جفا
تو و بیداد و من و آرزوی باطل خویش ۵
دم آخر سوی ما بین، که شهیدان ترا
شرط باشد بحلی خواستن از قاتل خویش ۶
شاهی، افتاده به خاک در او خوش میباش
سگ گوئی، که دهد جای تو در محفل خویش ۷
ما گرفتار به داغ دل بیحاصل خویش ۱
چند بینم سوی خوبان و دل از دست دهم
وقت آنست که دستی بنهم بر دل خویش ۲
روزگاری سر من خاک درت منزل داشت
گر بود عمر، رسم باز به سر منزل خویش ۳
کارم از زلف تو درهم شد و مشکل اینست
که گشادن نتوان پیش کسی مشکل خویش ۴
دل ز اندیشه تو باز نیاید به جفا
تو و بیداد و من و آرزوی باطل خویش ۵
دم آخر سوی ما بین، که شهیدان ترا
شرط باشد بحلی خواستن از قاتل خویش ۶
شاهی، افتاده به خاک در او خوش میباش
سگ گوئی، که دهد جای تو در محفل خویش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۰ - هرکس گرفته دامن سرو بلند خویش
گوهر بعدی:شماره ۱۱۲ - هر که کوی تو ساخت مسکن خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.