هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد هجران و محنت خود میگوید و از بلا و دردی که نصیبش شده شکایت دارد. او به عشق و وفا اشاره میکند و از روزهای وصل و شکرگزاری نعمتها یاد میکند. در نهایت، از همت و پایمردی در راه عشق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری داشته باشد.
شماره ۱۰۹ - گل نو آمد و هر کس به عیش و عشرت خویش
گل نو آمد و هر کس به عیش و عشرت خویش
من و عقوبت هجران و کنج محنت خویش ۱
بلا و درد تو ما را نصیب شد، چکنم
نه عاقلست که راضی نشد به قسمت خویش ۲
زمانی از سر این خسته پا کشیده مدار
که میبریم از این آستانه زحمت خویش ۳
به داغ دوری اگر مبتلا شدیم، سزاست
چو روز وصل نگفتیم شکر نعمت خویش ۴
قدم به کوی وفا مردوار نه، شاهی
که پیر عشق روان کرد با تو همت خویش ۵
من و عقوبت هجران و کنج محنت خویش ۱
بلا و درد تو ما را نصیب شد، چکنم
نه عاقلست که راضی نشد به قسمت خویش ۲
زمانی از سر این خسته پا کشیده مدار
که میبریم از این آستانه زحمت خویش ۳
به داغ دوری اگر مبتلا شدیم، سزاست
چو روز وصل نگفتیم شکر نعمت خویش ۴
قدم به کوی وفا مردوار نه، شاهی
که پیر عشق روان کرد با تو همت خویش ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۸ - دلم که چشم تو هر لحظه میزند تیرش
گوهر بعدی:شماره ۱۱۰ - هرکس گرفته دامن سرو بلند خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.