هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلباختگی خود سخن میگوید و بیان میکند که چگونه تحت تأثیر جمال معشوق، از خود بیخود شده و به پایبندی عشق اعتراف میکند. او از افتادن به دام عشق و از دست دادن کنترل خود میگوید و اشاره میکند که نامش میان مردم به خاطر این عشق بلند شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند از خود بیخود شدن و افتادن به دام عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۱۸ - بیک کرشمه که بر جان زدی، ز دست شدم
بیک کرشمه که بر جان زدی، ز دست شدم
دگر شراب مده ساقیا، که مست شدم ۱
ره صلاح چه پویم، چو عشق ورزیدم؟
به قبله روی چه آرم، چو بت پرست شدم؟ ۲
میان مردم از آنرو بلند شد نامم
که زیر پای سگانت چو خاک پست شدم ۳
سرم به حلقه روحانیان فرو ناید
کمند زلف تو دیدم که پای بست شدم ۴
شکسته بسته بود گفتگوی من، شاهی
چنین که بسته آن زلف پر شکست شدم ۵
دگر شراب مده ساقیا، که مست شدم ۱
ره صلاح چه پویم، چو عشق ورزیدم؟
به قبله روی چه آرم، چو بت پرست شدم؟ ۲
میان مردم از آنرو بلند شد نامم
که زیر پای سگانت چو خاک پست شدم ۳
سرم به حلقه روحانیان فرو ناید
کمند زلف تو دیدم که پای بست شدم ۴
شکسته بسته بود گفتگوی من، شاهی
چنین که بسته آن زلف پر شکست شدم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۷ - ای خسته ز تو روان مردم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۹ - چو نتوانم که در خیل غلامانت کمر بندم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.