هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از دیدار معشوق و احساسات عمیق خود سخن میگوید. او از رنجهای عشق و زیباییهای معشوق یاد میکند و از تجربیات منحصربهفرد خود در این راه میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۲۱ - خوش آن شب کان مه رخسار و زلف پر شکن دیدم
خوش آن شب کان مه رخسار و زلف پر شکن دیدم
بهار عارضش را سبزه بر گرد سمن دیدم ۱
بر این جان بلاکش، کس نکردست آنچه من کردم
از این چشم سیه رو، کس مبیناد آنچه من دیدم ۲
غبار کوی او را میشنیدم کحل بینایی
بحمدالله نمردم تا بچشم خویشتن دیدم ۳
نیامد خوشگوارم شربت عیشی در این مجلس
که چون گل عاقبت بگریستم چندانکه خندیدم ۴
مگو: شاهی غم دل با دهان او چرا گفتی
نیاز خویش کردم عرضه، چون جای سخن دیدم ۵
بهار عارضش را سبزه بر گرد سمن دیدم ۱
بر این جان بلاکش، کس نکردست آنچه من کردم
از این چشم سیه رو، کس مبیناد آنچه من دیدم ۲
غبار کوی او را میشنیدم کحل بینایی
بحمدالله نمردم تا بچشم خویشتن دیدم ۳
نیامد خوشگوارم شربت عیشی در این مجلس
که چون گل عاقبت بگریستم چندانکه خندیدم ۴
مگو: شاهی غم دل با دهان او چرا گفتی
نیاز خویش کردم عرضه، چون جای سخن دیدم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۰ - مهی شد کان رخ زیبا ندیدم
گوهر بعدی:شماره ۱۲۲ - من ار پیش یار آبرویی ندارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.