هوش مصنوعی:
در این متن، شاعر از عشق و تسلیم بیقید و شرط خود در برابر معشوق سخن میگوید. او از رنجهای عشق و فداکاریهای خود یاد میکند و بیان میکند که با وجود تمام دردها، همچنان عاشقانه به معشوق وفادار است. شاعر همچنین از یادگیری عشق از استاد ازل و رهایی از فکر دنیا صحبت میکند و در نهایت از معشوق میخواهد که بازگردد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۳۳ - ما جان بتمنای تو در بیم نهادیم
ما جان بتمنای تو در بیم نهادیم
چون تیغ کشیدی، سر تسلیم نهادیم ۱
پیکان تو چون از دل مجروح کشیدیم
صد بوسه بر آن از پی تعظیم نهادیم ۲
ز استاد ازل عشق بتان یاد گرفتیم
انگشت چو بر تخته تعلیم نهادیم ۳
از فکر جهان فارغ و آزاد نشستیم
تا پای در این ورطه پر بیم نهادیم ۴
هر چند دونیم است ز هجرت دل شاهی
باز آی که ما جمله به یک نیم نهادیم ۵
چون تیغ کشیدی، سر تسلیم نهادیم ۱
پیکان تو چون از دل مجروح کشیدیم
صد بوسه بر آن از پی تعظیم نهادیم ۲
ز استاد ازل عشق بتان یاد گرفتیم
انگشت چو بر تخته تعلیم نهادیم ۳
از فکر جهان فارغ و آزاد نشستیم
تا پای در این ورطه پر بیم نهادیم ۴
هر چند دونیم است ز هجرت دل شاهی
باز آی که ما جمله به یک نیم نهادیم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۲ - ما دل به چین زلف دلارام بسته ایم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۴ - دلا ز عشق بتان چند یار غم باشیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.