هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و وصال معشوق سخن میگوید و بیان میکند که حتی اگر به وصال نرسند، از عشق او خوشحال هستند. او از درد و رنج عشق میگوید اما در عین حال از این حالت نیز راضی است. شاعر به مقام و جایگاه رقیب اشاره میکند اما خود را از این مقامات دور میداند و از وضعیت کنونی خود راضی است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین استفاده از استعارهها و نمادهای شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۳۵ - ما از حریم وصل تو با خاک در خوشیم
ما از حریم وصل تو با خاک در خوشیم
گر جام باده نیست، به خون جگر خوشیم ۱
سامان ما مجو، که در این غصه شاکریم
تدبیر ما مکن، که چنین بیخبر خوشیم ۲
خون خورده ایم دوش و خرابیم بامداد
دیگر مده شراب دمادم، که سر خوشیم ۳
جان از برای تحفه جانان بود عزیز
غافل گمان برد که بدین مختصر خوشیم ۴
شاهی، مقام قرب و کرامت رقیب راست
ما را که رانده اند، ز بیرون در خوشیم ۵
گر جام باده نیست، به خون جگر خوشیم ۱
سامان ما مجو، که در این غصه شاکریم
تدبیر ما مکن، که چنین بیخبر خوشیم ۲
خون خورده ایم دوش و خرابیم بامداد
دیگر مده شراب دمادم، که سر خوشیم ۳
جان از برای تحفه جانان بود عزیز
غافل گمان برد که بدین مختصر خوشیم ۴
شاهی، مقام قرب و کرامت رقیب راست
ما را که رانده اند، ز بیرون در خوشیم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۴ - دلا ز عشق بتان چند یار غم باشیم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۶ - چشم تو خورد باده و من در خمار از آن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.