هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه از تجربه‌های عشق و رنج‌های آن سخن می‌گوید. شاعر از عشق نافرجام، گذر زمان، و بی‌وفایی دنیا شکایت دارد و با تصاویری مانند باده، غمزه، و گل، احساسات خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، برخی اشارات مانند 'خون شهیدان عشق' نیاز به درک بالاتری از مفاهیم ادبی دارد.

شماره ۱۳۶ - چشم تو خورد باده و من در خمار از آن

چشم تو خورد باده و من در خمار از آن
آن غمزه کرد شوخی و من شرمسار از آن ۱

بیمار عشق را ز مداوا چه فایده
فارغ شو ای طبیب، که بگذشت کار از آن ۲

چون دور لاله، عهد جوانی گذشت و ماند
در سینه داغهای کهن یادگار از آن ۳

آغشته شد به خون شهیدان عشق، خاک
وین گل نمونه ای است به هر نوبهار از آن ۴

شاهی، وفا مجوی ز اهل زمانه هیچ
چون کس نشان نداد در این روزگار از آن ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۵ - ما از حریم وصل تو با خاک در خوشیم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۷ - جان شد آواره و دل بهر تو افگار همان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.