هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، زیبایی معشوق را با عناصر طبیعی مانند ماه و خورشید مقایسه می‌کند و از تأثیر عشق بر زندگی و آرامش شاعر می‌گوید. شاعر از دست دادن صبر و سلامت خود را به پای نغمه‌های چنگ و رباب می‌گذارد و از درد فراق و اشک‌های بی‌پایان می‌نالد. در پایان، دل شکسته و جان خود را در زنجیرهای پیچ‌و‌تاب‌دار عشق توصیف می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد فراق و اندوه نیاز به درک عاطفی بالاتری دارند.

شماره ۱۴۹ - رخ تو رشک مه و آفتاب شد هر دو

رخ تو رشک مه و آفتاب شد هر دو
به خنده لعل تو نقل و شراب شد هر دو ۱

چو دور شد لب و چشم توام ز پیش نظر
ز دیده و دلم آرام و خواب شد هر دو ۲

متاع صبر و سلامت که داشتم زین پیش
فدای نغمه چنگ و رباب شد هر دو ۳

ز بسکه سیل دمادم ز دل به دیده رسید
ببین که خانه چشمم خراب شد هر دو ۴

دل شکسته و جانی که بود شاهی را
در آن سلاسل پر پیچ و تاب شد هر دو ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴۸ - ای در درون خسته نشان خدنگ تو
گوهر بعدی:شماره ۱۵۰ - ای باد صبحدم، خبر یار من بگو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.