هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجها و محنتهای عاشقانه خود میگوید و از بیوفایی معشوق شکایت دارد. او از ویرانی خانه دلش در سیل محنتها سخن میگوید و از زمانه میخواهد که دشمنانش را سرکوب کند. همچنین، به ناتوانی خود در برابر معشوق اعتراف کرده و از گفتگوهای بیثمر با او گلایه میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و استفاده از استعارههای ادبی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از مفاهیم مانند محنت، حقارت و نامرادی نیاز به درک عمیقتری از احساسات و تجربیات زندگی دارد.
شماره ۱۵۵ - من از خاک درت رفتم، متاعم را بغارت ده
من از خاک درت رفتم، متاعم را بغارت ده
گرانی بردم از کویت، رقیبان را بشارت ده ۱
مرا از سیل محنت خانه ویران گشت در کویت
زمانه گو اساس خصم را ساز عمارت ده ۲
بیغما برد چشم کافرت ملک دل و دین ها
که گفت آن ترک تیرانداز را تعلیم غارت ده؟ ۳
به تعظیم وصالش چون نگشتی سرفراز، ای دل
به عجز و نامرادی روی در کنج حقارت ده ۴
سر فریاد بلبل نیست آن گلبرگ رعنا را
چه سود این گفتگو شاهی، برو ترک عبارت ده ۵
گرانی بردم از کویت، رقیبان را بشارت ده ۱
مرا از سیل محنت خانه ویران گشت در کویت
زمانه گو اساس خصم را ساز عمارت ده ۲
بیغما برد چشم کافرت ملک دل و دین ها
که گفت آن ترک تیرانداز را تعلیم غارت ده؟ ۳
به تعظیم وصالش چون نگشتی سرفراز، ای دل
به عجز و نامرادی روی در کنج حقارت ده ۴
سر فریاد بلبل نیست آن گلبرگ رعنا را
چه سود این گفتگو شاهی، برو ترک عبارت ده ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۴ - ساقیا، لطفی بکن جامی بده
گوهر بعدی:شماره ۱۵۶ - زهی عشقت آتش بجان در زده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.