هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از غم و اندوه ناشی از دوری معشوق میگوید و حال دل و تن خود را که از فراق و ناله رنجور شده، توصیف میکند. او به آرزوی دیدار معشوق اشاره میکند و زیباییهای او را با تشبیههای زیبا مانند لعل و گوهر توصیف مینماید. در پایان، اشکهایش را به پروین تشبیه میکند و از اثر پای معشوق بر زندگی خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از تشبیهها و استعارههای پیچیده ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد.
شماره ۱۵۷ - ای گل نو به سفر رفته و سالی مانده
ای گل نو به سفر رفته و سالی مانده
ما ز اندوه میان تو خیالی مانده ۱
دل مهجور من از مویه چو مویی گشته
تن رنجور من از ناله چو نالی مانده ۲
بتمنای دهان تو همه عمر گذشت
وز تو ماراست همین فکر محالی مانده ۳
لعلت از گوهر کانیست نشانی داده
رویت از نسخه مانیست مثالی مانده ۴
رانده شاهی ز غمت اشک چو پروین هر دم
هر کجا از سم اسب تو هلالی مانده ۵
ما ز اندوه میان تو خیالی مانده ۱
دل مهجور من از مویه چو مویی گشته
تن رنجور من از ناله چو نالی مانده ۲
بتمنای دهان تو همه عمر گذشت
وز تو ماراست همین فکر محالی مانده ۳
لعلت از گوهر کانیست نشانی داده
رویت از نسخه مانیست مثالی مانده ۴
رانده شاهی ز غمت اشک چو پروین هر دم
هر کجا از سم اسب تو هلالی مانده ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۶ - زهی عشقت آتش بجان در زده
گوهر بعدی:شماره ۱۵۸ - ای دیده بسی فتنه ز بالای تو دیده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.